چای شیرین

سینمای تابستانی کودک ونوجوان/ ابراهیم فروزش

 

ابراهیم فروزش:
امیدوارم سینماگران گوشه نظری به قصه های ایرانی داشته باشند


ابراهیم فروزش؛ کارگردان و نویسنده در گفتگو با خبرنگار فرهنگی حیات درباره اساطیر تاریخی ایران و به کاربردن این اسطوره ها در قالب فیلم فانتزی برای کودکان گفت: در ابتدا باید  به کتب قدیمی سرزمین مان مراجعه کنیم. این متون باید دارای قابلیت های تصویری باشد، ازجمله این متون شاهنامه است که می توان آن را دستمایه کار ساخت قرار داد.

وی افزود: ممکن است کتاب های دیگر مانند شاهنامه قابلیت چنین شرایطی را نداشته باشند و سینماگر نتواند این متون را به فیلم برگرداند، زیرا که ادبیات در برخی موارد سرناسازگاری دارد.

کارگردان "هامون و دریا" با اعتقاد بر اینکه صد در صد می توان در سینما از متون ایرانی و اساطیری استفاده کرد البته مشهود به اینکه قابلیت تبدیل شدن به تصویر را داشته باشند، گفت: در دو مقوله می توان از این اسطوره ها استفاده کرد یا در دنیای انیمیشن و یا در قالب فیلم های سینمایی، هر کدام از این مقوله ها زبان حال خویش را دارند.

وی ادامه داد: ما قصه های خوبی هم داریم و امیدوارم سینمای ایران گوشه نظری به این قصه ها داشته باشد.
فروزش گفت: سینما گرانی که ساخت اولین فیلم خود را با کار فانتزی شروع کرده اند و به این جریان پرداخته اند می توانند در این زمینه موفق باشند.

فروزش درباره اینکه آیا علاقه ای به ساخت فیلم های فانتزی برای کودکان دارد گفت: بنده با توجه به نگرشی که در ابتدای فیلم هایم داشتم به نحوی به سبک و سیاق کارهایم عادت کرده و کمتر می توانم از عهده ساخت فیلم فانتزی برآیم و ترجیح می دهم بیشتر روند همیشگی ام را طی کنم.

کارگردان "بچه های نفت" افزود: فیلمساز باید توجه داشته باشد که برای چه گروه سنی فیلم می سازد، برنامه ای که برای یک کودک دوساله ساخته می شود باید مختص همان سن ساخته شود و با بررسی های انجام شده باید دید گروه سنی زیر 5 سال چه برنامه ای را می طلبد .

وی اضافه کرد: گروه سنی کودکان و نوجوان به 5 دسته تقسیم می شود و افراد زیر 16 سال را شامل می شود، در رده های سنی مختلف کودکان طرز تفکر و توقعات متفاوتی دارند.

این کارگردان درباره اقتباس از آثار ادبی در رشد سینمای کودک گفت: در ابتدا بستگی به این امر دارد که تا چه اندازه در رابطه با کودکان نوشته شده و از سویی دیگر بسیاری از کتاب ها قابلیت تبدیل شدن به فیلم را ندارند.

** سهم اقتباس در سینمای ایران کم نبوده است
کارگردان فیلم "مرد کوچک" با اشاره به اینکه تولید سال ها سینمای کودک نشان می دهد سهم اقتباس در این عرصه کم نبوده است، گفت: در این زمینه می توان به داستان های هوشنگ مرادی کرمانی که آثار اقتباسی خوبی است همچنین داستان های مربوط به اساطیر ایرانی اشاره کرد.

فروزش تصریح کرد: برای ساخت فیلمی مناسب کودکان، فیلمساز در ابتدا باید کلیه آثار را مد نظر قرار دهد و با جستجو و تفحص بهترین اثر را تبدیل به فیلم کند.

کارگردان فیلم "زمانی برای دوست داشتن" درباره اینکه آیا این فیلم برای کودک ساخته شده است و یا درباره کودک است؟ گفت:  مخاطبان این فیلم شامل رده های سنی کودکان و بزرگسالان است که به بررسی مسائل کودکان می پردازد.

**"زمانی برای دوست داشتن"هم برای کودک است و هم درباره کودک
وی افزود: نمی توان گفت"زمانی برای دوست داشتن"  تنها برای کودک است یا درباره کودک، و چون کودک در این فیلم بازی کرده است پس برای کودک ساخته شده و به نظر بنده "زمانی برای دوست داشتن" فیلمی است که هم برای کودک است و هم درباره کودک.

فروزش در پاسخ به این سوال که آیا "زمانی برای دوست داشتن" اکران موفقی خواهد داشت گفت: بنده در فیلم هایم به نظر مردم بسیار اهمیت می دهم از سویی دیگر می توان گفت این فیلم برای گیشه ساخته شده و در کل اگر تبلیغات موثر انجام شود و زمان اکران نیز مناسب باشد مطمئنا اکران خوبی خواهد داشت.

**امیدوارم جشنواره همدان موفق تر از دیگر سال ها برگزار شود
این کارگردان در پایان درباره پیام خود به جشنواره فیلم کودک همدان گفت: امیدوارم این جشنواره موفق تر از سال های گذشته برگزار شود، همچنین فستیوال فیلم کودکان هر ساله بسیار پرشور برگزار می شود و تمامی سالن های نمایش پر از تماشاگر می شود و استقبال مردم همدان از این جشنواره  بسیار خوب است.

امیدورام امسال آثار جشنواره و تماشاگران یک قدم جلوتر از سال های گذشته باشند.

نشست فیلم سینمایی "زمانی برای دوست داشتن"

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/04/10ساعت 15:22  توسط چای شیرین  | 

به بهانه نزدیک شدن جشنواره بین المللی فیلم کودکان و نوجوانان همدان

گزارش من از پشت صحنه فیلم "کلانتری غیرانتفاعی" که در خبرگزاری ایسکانیوز و امتیاز به چاپ رسید.

این فیلم چندی است که آماده نمایش شده و امسال در جشنواره فیلم کودک همدان که از تاریخ 11 تا 15 مرداد در همدان برگزار می شود، به نمایش در می آید.

 23 شهریور سال 1387

پرونده «کلانتری غیرانتفاعی» یدالله صمدی بسته شد

ساعت پنج بعد از ظهر، بلوار مرزداران، ازدحام جمعیت از فاصله دور پیداست بسیاری از اهالی بلوار مرزداران دور عوامل گروه حلقه زدند صدای یدالله صمدی کارگردان فیلم «کلانتری غیر انتفاعی» لابه لای صدای مردم به گوش می رسد: کات، از اول می گیریم.

پلان مربوط به مهران رجبی به اتمام رسیده و وی دور از صحنه اصلی فیلمبرداری روی یک چهار پایه نشسته است و در کنار او یک پلاکارت با این عنوان نوشته شده: عکس یادگاری با گروگان گیرها بسیاری از مردم در کنار این بازیگر مشغول گرفتن عکس هستند در میان ازدحام جمعیت خودم را به مهران رجبی می رسانم.

**مهران رجبی مدیر مسوول نشریه صداقت

مهران رجبی در گفت و گو با خبرنگار سینمایی گروه فرهنگی هنری گفت: کار با صمدی بسیار خوب بود ایشان یکی از بهترین آدم های ایران است.

وی در خصوص نقش خود در کلانتری غیر انتفاعی گفت: من در این فیلم مدیر مسوول نشریه صداقت هستم که برای به فروش رفتن نشریه اش دچار یکسری مسائل و گرفتاری هایی می شود.

**شهرام قائدی در نقش یک جوان پایین شهری

به سراغ شهرام قائدی بازیگر نقش گرشاسب می رویم.

وی در خصوص نقش خود گفت: گرشاسب یک بچه پایین شهر است با تمام خصوصیات یک جوان پایین شهری و با همان گرما و غیرت خاص خودش که تعصب بسیاری بر روی خانواده اش دارد.

این بازیگر گفت: کار با صمدی خیلی خوب و خاص بود و من جزو بازیگرانی هستم که نقش های متفاوتی به من پیشنهاد می شود و به همین دلیل انتخاب یک نقش از بین نقش ها برای من کمی سخت تر شده است و حتی برای من پیش آمده است که کارگردان در یک فیلم نامه یک کاراکتر را به من پیشنهاد داده و من دقیقا نقطه مقابل آن نقش را پسندیدم و بازی کردم.

وی در این خصوص افزود: این اتفاق خیلی خوبی بود که در زندگی بازیگری من افتاد و من از این بابت خدا را شکر می کنم.

**مرتضی احمدی سردمدار رییس کلانتری غیر انتفاعی

ساعت شش بعد از ظهر است. فیلمبرداری امروز به پایان رسیده به سراغ مرتضی احمدی بازیگر پیشکسوت تئاتر و تلویزیون می رویم خسته از کار روزانه در یک گوشه نشسته است.

احمدی در خصوص نقش خود در این فیلم می گوید: من در این فیلم سردمدار رییس کلانتری غیر انتفاعی هستم کار با صمدی خیلی خوب بود و مثل همیشه در کار خود موفق بوده است همچنین گفت: در محیط کار رابطه کارگردانی و بازیگری بین ما نیست بلکه همگی با همدیگر دوست هستیم، صمدی هم در کار بسیار خوش خلق است و تمام عوامل را درک می کند.

**فردوس کاویانی: همیشه دوست داشتم با صمدی فعالیت داشته باشم.

فردوس کاویانی در خصوص نقش خود در کلانتری غیر انتفاعی گفت: من در این فیلم سردمدار معاون کلانتری غیر انتفاعی هستم و همیشه دوست داشتم با صمدی فعالیت داشته باشم.

مجموعه ی تلویزیونی "مدرسه" به کارگردانی داریوش یاری در ۳۹ قسمت ۳۰ دقیقه‌ای به سفارش گروه کودک و نوجوان شبکه دو سیما را آماده پخش دارم.

**محمد علی شادمان بازیگر خردسال که در فیلم میم مثل مادر نقش آفرینی کرده بود در خصوص نقش خود در کلانتری غیر انتفاعی گفت: نقش پسر بچه ای را دارم که در گروه خود به بقیه بچه خط می دهد و نقشه هایی را طرح ریزی می کند.

**فیلمبرداری "کلانتری غیرانتفاعی" امروز به اتمام می رسد

در پایان یدالله صمدی کارگردان این فیلم گفت: امروز آخرین پلان های این فیلم را می گیریم و فیلمبرداری این فیلم امروز به اتمام می رسد.

این کارگردان گفت: تولید هر فیلمی با یکسری مشکلات روبه رو است مشکلی که در واقع در این فیلم پیش آمد بیماری خانم گوهر خیر اندیش بود و 50 درصد از کار این هنرمند هنوز باقی مانده است.

از جمله بازیگران دیگر این فیلم: گوهر خیراندیش، امیر جعفری، مختار سائقی، باقر صحرارودی، کیومرث ملک‌مطیعی، امیر وطن‌زاد، اتابک نادری،آرش نوذری، علی سلیمانی و آزاده اسماعیل‌خانی هنرمندان جدیدی نیز به نام‌های اصغر نقی زاده، منصور نیکو سخن، فرخنده فرهانی زاده، تینا جریخچیان، احمد یاوری، محمد فولادی، پریسا محمدی، امیر سلطان محمدی، حسین کشفی اصل، مهرداد مصطفوی، امیر سفیری، میلاد عزت خواه، آرش جاویدی و خسرو خان محمدی در فیلم به نقش آفرینی می پردازند.

یشتر داستان فیلم در دفتر بازسازی شده‌ای از یک مجله می‌گذرد و موضوع این فیلم نیز در باره یک کلانتری غیر‌انتفاعی است که وظیفه خود می‌داند امنیت محله، خصوصاً امنیت کودکان را تأمین کند اما چگونگی آن به محور اصلی فیلم تبدیل شده است.

 

گفتنی است در فیلم کلانتری غیرانتفاعی که تولید آن را امور سینمایی کانون بر عهده دارد، سعید کریمی به عنوان دستیار کارگردان و برنامه ریز، بنفشه صمدی دستیار دوم، افشین شوشتری دستیار سوم، راحله پروین منشی صحنه، محمدرضا کریمی‌صارمی مجری طرح، محمد طلوع مدیر تولید، بهزاد کزازی طراح صحنه و لباس، محمد شیوندی صدابردار سر صحنه، سعید ملکان طراح چهره‌پردازی‌، پیمان ابدی طراح و مدیر اکشن، ، نعمت‌الله یمینی دستیار تولید و مرتضی گودرزی به عنوان مدیر تدارکات فعالیت می‌کنند.

یدالله صمدی کارگردانی آثاری چون «مردی که زیاد می‌دانست»، «ایستگاه»، «اتوبوس»، «ساوالان»، «دو نفر و نصفی»، «دمرل»، «معجزه خنده»، «سارای»، «بانوی من» و «شهر آشوب» را در کارنامه هنری خود دارد.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/04/10ساعت 12:31  توسط چای شیرین  | 

غمتو نبینم قناری

سلااااااااااااااااااااااااااااااااام

داشتم مثل هر روز تو اینترنت گشت می زدم و خبرای جدیدو چک می کردم که یهو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چشمم خورد به یه وبلاگ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دیدم بالای وبلاگ نوشته چای شیرین؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بیشتر تعجب کردم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

آخه اسم وبلاگ خیلی آشنا بود

با خودم فکر کردم این اسمو به غیر از صبح ها کجا شنیدم؟؟؟؟؟؟؟؟

تصمیم گرفتم یه نگاهی به مطالب وبلاگ بندازم تا شاید چیزی دستگیرم بشه

احساس کردم که مطالب وبلاگ خیلی آشنا به نظر می رسه

به خصوص وقتی عکس یه فنجون رو کنار وبلاگ دیدم شکم به یقین تبدیل شد آخه ما تو خونه مون یه دست از این فنجونا داشتیم؟؟؟!!!

با خوندن نظرات و مطالب وبلاگ و نگاه به آخرین تاریخ مطلب فهمیدم این وبلاگ تنها و بی کس یک سال بیشتر می گذره که افتاده یه گوشه

دلم براش سوخت می دونید چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

؟

؟

؟

؟

؟

؟

؟

آخه تازه دستگیرم شدصاحب این وبلاگ خودم بودم و انقدر ازش غافل شدم.

سلام چای شیرین غمتو نبینم

فکر کنم اگه یه کم دیرتر پیدات می کردم می بردن تو موزه و می شدی جزو عتیقه ها

ما اومدیم یوووووووووووو هوووووووووووووووووووووو

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/04/09ساعت 17:4  توسط چای شیرین  | 

کجایی ای یارم ؟؟؟؟؟؟

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

همه خوبید انشاا...  دماغاتون چاقه ( اگه چاقه برید با عیدی هاتون عملش کنید ) البته اگه چیزی از عیدی هاتون باقی مونده باشه و تا الان  جای دیگتونو عمل نکرده باشید.

 

اگه یه کم دیر شد من چکاره بیدم ؟ تقصیر این آب و هوای بهاری ( البته میشه گفت تابستونی ) که آدمو حسابی تنبل می کنه .

خبر جدید اینکه مریضی واگیر دار اسباب کشی بعد از مدت ها از طریق وبلاگ های دیگه دامن مارو گرفته ولم نمی کنه مثل کَنه هم چسبیده همین شد که مجبوری رفتم انباری سراغ دفتر و کتابای قدیمی که داشتن گوشه انباری خاک و گرد و غبار تهرونو می خوردند جاتون خالی بود کلی سوژه های خنده دار پیدا کردم  در همین حین بود که چشمم افتاد به به به چی ؟؟؟؟؟ یکی از دفترام که مال دوره اول راهنمایی بود نمی دونم دفتر ریاضی بود یا شعر یا شایدم نقاشی چشمم خورد به یه شعر که خودمم نمی دونم واسه کدوم اصغر بی همه چیزی سروده ام

ولی از خوندش کلی خندیدم نمی دونم اسمشو بذارم شعر طنز یا عشقولانه حالا واسه اینکه دلتون نسوزه این شعر فصیح و زیبا رو براتون گذاشتم شما هم بخونید شاید خندیدید شایدم از زور خنده گرییدید

ولی فکر کنم هر مجله و نشریه ای این شعر رو چاپ کنه سر دو سوت درشو گل بگیرن . اینم شعر :

شاعر : دکتر چای شیرین

سبک شعر : درهم ( طنز عشقولانه )

بدون برداشت از هیچ کجا

 

تقدیم به زیباترین ترانه ی زندگیم که بی او گلی خشکیده بر ساحل دریای مدیترانه هستم اصغر بی همه چیز

 

کجایی ای یارم ؟ کجایی که از غمت همچون درخت خشکیده شده ام

بیا ای زیباترینم ، بیا که قلبم را برایت آماده ساخته ام

بیا ببین چه ضیافتی راه انداخته ام ، تو در آن آسمان آبی و من در این زمین خاکی و آه از این فاصله ها

کاش می شد  با بال های سفیدت ای فرشته ام

 به پیشم می آمدی و از آسمان آبی دل می کندی

می آمدی پیشم و دستم را می گرفتی و با تمام علاقه

به چشمانم نگاه می کردی و می گفتی دوستت دارم از ته قلب و من در پاسخ به تو می گفتم من تو را دیوانه وار دوست دارم ای فرشته ی آسمانی ام

 

می دونید بعد از خوندن این شعر فهمیدم که استعداد شعر و نویسندگی از دوران طفولیت در من بوده و خیلی خوشحالم که با انتخاب رشته دانشگاهی ام به استعداد های نهفته ام اردنگی نزدم .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/14ساعت 20:56  توسط چای شیرین  | 

بهار می آید و شمشادها جوان می شوند.............حالا بیا وسط.....................

بهار می آید من محو این همه زیبایی                

 تنها سیمین مه زیبای تورا می بینم

تو که زیباتر از هر زیبارویی۱

 

زمین خدا زیباست ، آسمانش و همه ی آفریده هاش زیباست ، بیاید زندگی رو زیبا کنیم ، این خواسته خداست که بندگانش خوب زندگی کنند و از نعمت های بی انتهایش به نحو احسن بهره برداری کنند بیاید اون طور که خدا می خواد باشیم .

یک سال دیگه هم داره تموم میشه نمی دونم امسال تونستم دل کسی رو شاد کنم و آدم موفقی بودم یا نه ؟

بهار 87 با تمام قشنگی هاش نزدیکه بیان سال جدید مهربونتر از سال قبل باشیم و از اخلاق های بدمون تا اونجا که می تونیم فاکتور بگیریم .

هنوز چند روزی مونده که سال 86 با تموم خوبی ها و بدی هاش تموم بشه از همین الانم میشه بوی بهار و شکوفه های بهاری رو احساس کرد بوی بارون ، بوی طراوت و تازگی من همیشه از بچگی عاشق فصل سبز بهار بودم بهار می تونه واسه همه آدما یه شروع دوبار باشه .

در هر حال امیدوارم تو سال جدید پسرای ترشیده از ترشیدگی نجات پیدا کنند و به یه سامونی برسند ( دست بجونبونید هنوز چند روز وقت دارید شاید لطف خدا شامل حالتون شد و یه فرجی شد )

قابل توجه پسران ترشیده( اونایی هم که این نسبتو به خانم ها می دن می گن ما ترشیده نیستیم از این به بعد اسمشونو می ذاریم شکرک زده تا زیاد بهشون برنخوره) : در شب چهارشنبه سوری از مادرتان خواهش کنید که شمارو با جارو دستی به بیرون پرت کنه آخه طبق گفته های مادر مادربزگانمان پسرانی که در این شب با جارو دستی به بیرون از خونه شوت می شن در سال بعد به خونه بخت خواهند رفت .

در آخر امیدوارم سال 87 سال خوبی برای همتون باشه بهتر از تمام سال هایی که گذروندید .

 

۱- سروده دکتر چای شیرین

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/12/20ساعت 14:38  توسط چای شیرین  | 

14 خان خواستگاری

آقایون اگر می خواید بوی ترشیدگی تون همه جارو نگیره توصیه هارو جدی بگیرید !

 

 

1-  مسلما خودتون از عهده پیدا کردن یه دختر خوب بر نمی آید ( اگر چهار تا دختر عتیقه وجود داشته باشه چشمتون همون چهار تارو می گیره ) پس منتظر بشینید تا مامان و یا اگر خواهر دارید خواهرتون یک دختر خوب رو از تو هر جایی که ممکنه عروسی ، مهمونی ، اتوبوس و تاکسی ، صف بانک و.........پیدا کنه .

 

2-  در خان دوم مامانتونو راضی کنید که فردای همون روز یک قرار خواستگاری با دختر مورد نظر بذاره چون اگر دیر بجنبید صد در صد دختره از دستتون می پره .

 

 

3-  اگر تونستید دو تا خان اول رو پشت سر بگذارید نوبت می رسه به خان سوم صبح زود برای یه بار هم که شده از خواب زود بلند شید و با مامانتون یا خواهرتون  چون مسلما شما سلیقه خوبی تو خریدن کت و شلوار ندارید ، (پس با مامانی می رید یه دست کت و شلوار شیک می خرید .)

 

4-  در خان چهارم خودتونو به اولین و بهترین آرایشگاه می رسونید تا شاید آرایشگر بتونی کله نیمه کچلتونو از این آشفته بازاری در بیاره ( الهی انقدر که نه شنیدند این پسرا نصف موهاشون ریخته خانم ها خواهش می کنم به فکر نصف بقیه موهای آقایون باشید ) کمتر پسری می تونه از این مرحله بگذره .

 

 

5-  در خان پنجم به یک گل فروشی می رید و از گل فروش خواهش کنید به سلیقه خودش یک دسته گل زیبا براتون درست کنه . نکته : یادتون باشه گل گلایل تو دسته گلتون موجود نباشه در غیر این صورت جوابتون نه و شما همچنان بو ترشی می گیرید.

 

6-  روز خواستگاری یه جفت مهره مار بخرید تا شاید یه فرجی شد و عروس خانم به قیافه کج و کوله و جیب سوراختون بله گفت .

 

 

7-  خواهشا اگر نتونستید تا این مرحله خودتونو برسونید دست از سر دخترای فامیل بردارید چون اونا کاملا به منش و اخلاق شما واقف اند و شما هرگز موفق نخواهید شد اون هارو بفریبید .

 

8-  راستی یادتون نره که قبل از خواستگاری یه کار خوب دست و پا کنید به هر حال مردم دخترشونو که از سر راه نیاوردند .

 

 

9-     در ضمن موهاتونو مثل جوجه تیغی نکنید و شلوار پاره و پوره نپوشید چون نتیجه وحشتناکی به همراه می یاره .

 

   10- از سن 16 سالگی باید با کمک مادرتون دنبال دختر بگردید اگر از سن 16 سالگی شروع   کنید شانس بیارید قبل از 35 سالگی ازدواج کنید .

 

11- روز خواستگاری دست و پاتونو گم نکنید عروس خانم وقتی چای تعارف کرد تشکر کنید و مثل ماست زل نزنید  در ضمن حواستون باشه که چایی رو رو خودتون نریزید البته می تونید از قبل لباس ضد عایق بپوشید .

 

12- زیر لب هر دعایی بلدید بخونید و از قبل 30000000000000000000000000000 تا ون یکاد نذر کنید تا شاید دعا شما رو از ترشیدگی نجات داد .

 

13 - سر وقت مقرر به خواستگاری برید نه زودتر نه دیرتر ، زیاد پر خوری نکنید ، وسط خواستگاری دماغتنو انگولک نکنید و بعد از پوست کندن میوه دستاتونو با پشت شلوارتون پاک نکنید.

 

14- تا اونجا که می تونید از هنرهای آشپزی و شیرینی پزی تون تعریف کنید و متذکر بشید خودتن همیشه جوراباتونو می دوزید اگر می خواید جواب بله بشنوید خودتونو تا اونجا که می تونید زن ذلیل نشون بدید و هر مقدار مهریه که شنیدید فقط لبخند بزنید .

این توصیه ها کمک زیادی می کنه تا از پیر پسر شدن خودتون جلوگیری کنید در غیر این صورت به زودی تموم موهاتون می ریزه .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/12/03ساعت 15:0  توسط چای شیرین  | 

امتحان

موقع امتحاناست و شب زنده داری شروع شد

 

موقع امتحان همه چپر چلاق میشن از صبح می افتن رو کتاب تا شب چرت می زنن روز امتحان قیافه همه دیدنی اون یکی زیر چشماش 1 متر پف کرده  ، یکی از بچه ها نصف موهاش ریخته برعکس یکی دیگه که کلی مو از کلش سبز شده اینم از مزیت درس خوندن و شب زنده داری موقع امتحاناست . فاطمه که همش غر می زنه هیچی نخوندم زهرا از اونور می گه این درسو می افتم خلاصه همه قبل از امتحان کلی انرژی مثبت می دن .

نیم ساعت مونده امتحان شروع بشه جناب آقای محترم و گرامی و دوست داشتنی دانشجویان آقای پازوکی گرانقدر شروع می کنه: امتحان داره شروع میشه کیف نیارید خانوما کارتاتونو یادتون نره آقایون جزوه هاتونو بالا نیارید امتحان شررررررررررررررررروع شد ، اون وقت سالن دانشگاه که دیدنی بشه یکی می زنه تو سرش اون یکی از استرس زیاد دستشو کرده تو دماغش همه انقدر رفتن تو جزوه هاشون انگار دارن بمب خنثی می کنند اون یکی جیغ می زنه یکی که از شدت فشار شبیه کباب ماهی تابه ای شده خودکار یکی میره تو چشم بغل دستی یکی جیغ می زنه خلاصه تا دلت بخواد میشه این وسط سوژه پیدا کرد.

با صدای برادر پازوکی در زندون باز میشه و سیل دانشجویان محترم به سمت بالا روونه میشه .

 5 دقیقه مونده به شروع امتحان: جون مادرت برسون، اگه برسونی الهی به حق علی حاجتت بر آورده شه، اگه برسونی داداشمو می فرستم بیاد خواستگاری، خدایا اگه قبول بشم سفره  می ندازم، خدایا 2000000000000000 تا صلوات نذر می کنم ده رو بگیرم ،سلام خانوم... چه خبر خوب هستین برسونیدا ( نمی دونم چرا موقع امتحان همه با آدم مهربون میشن تازه سلام کردن یادشون می یاد )

اگه بدشانس باشید و یکی از این آقایون 40 سال به بالا بغل دستتون بشینه تا آخر امتحان رو اعصابو مختون راه می ره برسون برسون تو سر جد بابابزرگت خیر از جوونیت ببینی( البته حق دارن ما همین طوریش درس نمی خونیم چه برسه به این بنده خدا ها با هفت سر عائله )

امتحان شروع شده یکی ازپشت سیخونکت می زنه جلویی با پاش لگدت می زنه بغل دستیتم که هرچی قسمه میده تا بهش برسونی  اگه شانس بیاری یک مراقب خوب گیرت بیاد بیستت تضمینه البته بعضی درسها (از جمله سمینار) اگه کل بچه ها مخاشونم رو هم بذارن و و تقلب کنن بتونن 10 بگیرن خدا به خیر بگذرونه . خوب اگه مراقب از نوع واقعا مراقب گیرتون اومد که باید فقط از مختون کار بکشید در کل فاتحتون خوندست.

بعد از امتحانم همه انگار یه بار 100 کیلویی از رو دوششون برداشته شده بعضی ها هم که دنباله رو استاد میشن بعد نوبت سرویس بادبادکباز که هنوز تو جو امتحانه تا می خوای یه چرت بزنی از پشت سیخونک می زنه 2 دقیقه بعد یهو دیدی موهاتو کشید ژاندارکم که انگار کوه کنده ده تا پالتو روش انداختنو داره خواب 7 پادشاه رو  می بینه خلاصه بسته دیگه دستم خسته شد خوب من برم جزوه بانو چویی رو بخونم شاید ازش چیزی سر در آوردم با اجازه.

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/12ساعت 23:11  توسط چای شیرین  | 

برخی خانم ها مثل چی هستن؟

 

برای برقراری عدالت در این پست زن ها مثل چی هستند را نوشتم تا از لطف خانم ها بی نصیب نباشم !

 

 

خانم ها مثل فلزیاب هستند

هرگاه از نزدیکی طلافروشی رد میشوند عکس العمل نشون می دن .

 

خانم ها مثل کنتور برق هستند

هر از چند سال یکبار سن آنها صفر می شود.

 

خانم ها مثل چسب دوقلو هستند

اگر دستشان با گوشی تلفن مخلوط شد دیگر باید سیم را برید.

 

خانم ها مثل شبکه اینترنتی هستند

 از هر موضوع یک فایل اطلاعاتی دارند.

 

خانم ها مثل شبکه رادیویی هستند

هر چی می خواهند می گویند ولی هر چی بگویی نمی شنوند ( بس که این مردا الکی حرف می زنند یا یه بند خالی می بندند زنها مجبورن خودشونو به ناشنوایی بزنند چه با گذشت هستن این خانم ها ...)

 

خانم ها مثل لیمو شیرین هستن

اول شیرین بعد تلخ می شوند ( البته گناهی ندارن معمولا این اتفاق بعد از ازدواج رخ می دهد چون اخلاق مردا روشون تاثیرات منفی  می ذاره )

 

خانم ها مثل رعد و برق هستند

اول برق چشماشون می رسه بعد رعد صداشون.

 

خانم ها مثل موبایل هستند

هر وقت کاری مهم پیش بیاددر دسترس نیستند

 

تنها معایب بسیار کوچیک خانم ها به همین چند مورد خلاصه میشه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/12ساعت 20:6  توسط چای شیرین  |